قهرمان ميرزا عين السلطنه

703

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سه ساعت به غروب مانده شاه تشريف آوردند . حضرت وليعهد و آقاى نايب السلطنه [ و ] حضرت صدراعظم بودند . دنبال افتاديم طورى فشار دادند كه صد رحمت به اهل چهارسوق كوچك . زير طاق مسجد كه رفتيم يك مرتبه فشار دادند . حاجى بهاء الدوله زير [ بود ] و به قدر ده بيست نفر رويش افتاديم . شاه نگاهى كرده دو كلمه حرف با آقاى امام زده زود مراجعت كردند . صدراعظم و آقاى نايب السلطنه محض برچيدن ختم نشستند . از در مدرسهء صدر شاه بيرون رفتند . معنى اين آمدن و رفتن را ندانستم . اگر براى برچيدن ختم بود كه از اين نگاه كردن چيزى مفهوم نشد . اگر مقصود تماشا بود طور ديگر ممكن بود . تمام علما ختمهاى خود را گذاشته براى تشريف آوردن شاه آنجا حاضر شده بودند . يك ساعت ديگر معطل شده تا راهى پيدا كرده بيرون آمديم . خانهء جنيد ميرزا رفتيم . دو شيشه عكس از من انداخت . يك نيم‌تنه ، ديگرى تمام كه هردو مقابل هم نشسته مشغول بازى شطرنج بوديم . امروز دو نفر مرد يكى در امامزاده زيد ( ع ) و يكى در مسجد شاه كشته شدند . دو بچه زير دست‌وپا در مسجد شاه خورد و له شد . يك زن هم خفه شد . قريب سى چهل نفر زخمى شدند . منزل آمدم . سليمان ميرزا در توى جلوخان مسجد شاه بود . اين دعوا و نزاع تمامش آنجا بود . خيلى خدا رحم كرد . بدجائى گرفتار شده بود . خداوند رحم كرده كه كاظم خان و اصغر پيدا شده هرطور بوده نگاه‌دارى كرده‌اند . تمام زخم و زخم‌كارى را ديده . هنوز رنگ و رويش حال نيامده ، خيلى ترسيده . هزار مرتبه جاى شكر دارد كه سلامت منزل رسيديم . خداوند اجر تاج الدين ميرزا را زياد كند . تمامش تقصير او بود . اگر ماه رمضان جلو نبود تا يك ماه ديگر يقينا اين كارها دنباله پيدا مىكرد و مردم ساكت نمىشدند . عزادارى را كامل مىكردند . خسته و مانده مثل اين است كه از محاريه آمده باشيم . الحمد لله سلامت رستيم . لقب عميد الملك / امجد الدوله دوشنبه 29 شعبان - ديشب كمى باران آمد ، بعد هوا باز شد . دوباره گرفت و الان به شدت باران مىآيد . تا عصر منزل بودم . همين‌طور مىآمد . طراوت خوبى در هوا پيدا شده . غروب هوا باز شد . خانهء حضرت و الا رفتم . شب آنجا بودم . هوا سرد شد . دكانها را امروز باز نكردند . عميد الملك لقب امجد الدوله گرفت . پسرش يكى امجد الملك ديگرى عميد الملك شد . نكته‌سنجهاى قزوين « امجك الدوله » و « امجك الملك » مىگويند . معزى اليه به « امجك » اشبه است تا به امجد . امجك در تركى پستان است . وسعت در القاب پيدا شده . در حقيقت خدمتى به دولت كرده است . تمام افعل التفضيل به ميان آمده . جمعى صاحب لقب خواهند شد . اسعد ، ارفع ، افخم ، اعظم و قس على هذا . هرچه از اين ماده باشد . سربازخانهء قراول مخصوص سه‌شنبه سلخ شعبان - صبح منزل آمدم . خواستم آقاى نايب السلطنه را زيارت